تبليغاتX
بر بال خورشید2
سروده های من (آب) و استادم آتش
 

 

  

آناهيتا

♥♥♥♥

آسمان چشم خود هر شب چه زیبا میکنی ♥☼♥ از برای  دلبری   گویا   مهیا  میکنی

ناز لبخندت  دلا  مستانه  ميخواند  دلم  ♥☼♥  با  سروش  خنده ها   دل را  تو  پيدا ميكني

از دوابرويت چه گويم ماه كنعانست ومست ♥☼♥ يوسف سرگشته را مست از زوليخا ميكني

هست عشقت  بر دلم  از دل  جدايي  پس چرا ♥☼♥  رو نما  داني  كه بر دل  شور برپا ميكني

ياس عطرآگين  تويي  عطري  بزن مستم  نما ♥☼♥ شعر گيسويت چنين  چون موج  دريا ميكني

تا  لبت  با  غمزه ای   چون  گل  هویدا  میشود ♥☼♥ غنچه  سرخ  لبت   بر رخ   شکوفا  میکنی

ای که صدهاعاشق و شیدا  روان درکوی تو ♥☼♥ با نگاه آتشین ٬  در دل ٬ چه  غوغا  میکنی

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

سروده و تقديمي از : آتش و آب

به گل روي

 شما

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 20:19  توسط آب | 

بنام آنکه عشق را به زیبایی در دل نهاد 

 

 

کاش تکرار میشد دوباره دیدنت

صدایم کردی

خواستی تا ببینی دل غمزدهء مرا

 ببینی و

غبار اشک از دیدهء تنهایم بزدایی

و بگویی آنچه را که دل غمزده را التیام و

 دیدهء تنهایم رابا سرود لبخند

به میهمانی عشق بنشانی

 به جانبت شتافتم

راه نمی رفتم و در آسمان عشق

 به پرواز در آمده بودم

چونان قاصدک عشق به جانبم شتافتی

 با خود نبودم و انگار که خود نبودم

چون همهء وجودم

در نگاه بیقرار تو بود که با مهربانی

 زمزمهء عشق سر میداد

وقتی در کنارم ایستادی احساس کردم

 که در آسمان نگاهت به پرواز درآمدم

 بال گشودم و به نقطهء اوج آن رسیدم

 سیر پرواز بودم که دیدم

 در قفس زیبای دلت اسیر شده ام

به اطراف نگریستم

تمام وجودم از حسی غریب میلرزید

 یک لرزش زیبا

 همچون تیک تاک ساعتی طلایی

محو تماشا بودم و خود

 نمیدانستم که این لرزش زیبا چیست

 که اینچنین مرا

میلرزاند

در آن قفسی که میله هایش

 دیواری از ترنم احساس بود

 و تا بینهایت

به زمزمهء عشق

 لبخند مهربانی میبخشید

تنها یاد تو بود

که به لطافت یک صبح دل انگیز

در وجود تنهایم

 میدرخشید

نگاهی دوباره کردم

در خود فرو رفتم و

 گوش به این ترانهء سپید دادم

با تمام وجود حس کردم

 که این لرزش آسمانی

 در این قفس عشق

ضزبان دلنشین قلب توست

 که وجود مرا

بلرزه در آورده

ناگهان به خود آمدم و

 تو با خنده ای دلنشین

نگاه بیقرارم را

 پاسخی مست بخشیدی

به اطراف نگاه کردم

همه چیز آشنا بود

نسیم

 گیسوان مواج درختان را

بنرمی شانه میکشید

صدای چکاچک نور      

به بستر چشمهایت مینشست

وجلوه ای مست بدان میبخشید

تو با لبخندی به عمق یک بهار

به میهمانی دلم

مینشستی

من در تو اسیر بودم و بی پروا

 به آنچه در فضای اطرافمان

میگذشت

میگفتم و تو تنها لبخند میزدی

 لحظه ها میگذشت ومن

همچنان در نگاه دلنشین و زیبایت

محسور

باز گفتم و تو تنها

خندیدی

تو باید میگفتی و میگفتی

اما من گفتم تو تنها خندیدی

من تو را میخواستم و دیگر هیچ نمیخواستم

اما تو همچنان لبخند میزدی و با شلاق نگاهت

پیکرهء صد پاره از عشقم را

لبریز مینمودی

نگاهی دوباره به اطراف کردم

اوه خدای من

تو در کنار من

من در کنار تو

و هر دو در

میعادگاه بودیم

کاش دوباره تکرار میشد

این دوباره دیدنت

ای کاش

تکرار میشد

ای کاش

 

 

 

تقدیم به تنها بهار زندگی

 

م . ف . ا

 

 

بهارزندگی

♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥

مرا دادی تو با چشمت پناهی ♥♥ بگفتی تکیه باشم تکیه گاهی

وزیدم همچو بادی در سحرگاه ♥♥ نشستم در نگاهت با دو صد آه

ندیدی سوز اشکم در دل ماه ♥♥ نبینی روز و شب سوزم در این راه

اسیری بسته  پایم  در غمت  جوش ♥  کجا هرگز کنم  یادت  فراموش

♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥

به لبخندم  شبی  مستانه  می باش ♥♥ من آن شمع  و تو هم  پروانه می باش

همیشه  سبز باش  و شاد و بهروز ♥  که  تا سوزم  زعشقت در شب و روز

امید  عشق   از  چشم   تو  دارم     تویی   تنها   غزل   در این   بهارم

رها  کن مست  گیسویت به هر سو ♥  منم عاشق  بر آن  چشمان  جادو

♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥

زدی با  چشم  خود  قلبم   نشانه    گرفتم   خرمن  زلفت  به  شانه

نگاهم کردی و گشتم چنان مست دلم در گوشهء چشم تو بنشست

دلی دادم به کویت مست وخاموشمکن جانا مکن یادم فراموش

گرفتارتوام مستانه درنوش مکن این شعله راهرگزتوخاموش

یگانه یاس خوشبویی دلم بین گل سربیت ابیاتم تو برچین

♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥

♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥

♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥☼♥

سروده و تقدیمی از :  آب

به گل روی

تنها

شما

 

 

 

www.atash-ab-toofan1.blogfa.com     

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 22:24  توسط آب | 

 

سروده و تقدیم شد

به جهت وبلاگ

 

http://www.love-hate.blogfa.com/

 

 

 

   دخترای  بارون

♥♥♥♥☼☼♫♫☼☼♥♥♥♥

سلامی به لطافت بارون

به دخترای بارون

سلامی به گرمی صداقت

سلامی به پاکی اشک

که بر دامن پر مهر

گل میچکد

سلامی به زیبایی

احساس

که در دل کوچک شما

جان میگیرد

و زنجیر عشق را

پیوندی دوباره

سلامی به سرخی شقایقهای عاشق

سلامی به سپیدی یک صبح بهاری

سلامی به نرمی ابر

سلامی به گرمی

 

آتش

 

 

 

 

 

دختران  باران

♥♥♥♥♥♥♥♥

 

عیدست  کنون  به  کوی  یاران

سرسبز  ز چشمهء بهاران

♥♥

ای  پاکتر  از  گل  سپیده

ای  عاشق  عشق  نو   رسیده

♥♥

ای مخمل سرخ روشنایی

ای    مستی   سبز   آشنایی

♥♥

این  عید و بهار همیشه  خندان

بر  نرگس   دل   شبی  تو   مهمان

♥♥

 

عید ست   و    مبارکست    جانان

بر    گونهء     گل      نوید     باران

♥♥

 

نرگس   چو   بخنده   لب   کند   وا

پر   گل     شود    این    بهار     زیبا

♥♥

ای   یار  بیا    تو   جستجو   کن

با اشک دو چشم من وضو کن

♥♥

این   آتش  عشق   و  آشنایی

یارب  نبود   دمی   جدایی

♥♥

پروانه تویی پری دریا

با روی تو شد دلم چه زیبا

♥♥

پروانه   و  نرگس   و  بهاره

عاشق شده ایندلم دوباره

♥♥

خوش باد کناردل نشستن

صد  جام  سیاه  غم  شکستن

♥♥

خوش  باد  همیشه  عشق  و مستی

میخانهء   عشق    و    مِی    پرستی

♥♥

خوش   باد   بهار   عشق    دیدن

بر    نغمهء    نرگسش    رسیدن

♥♥

خوش    باد   تبسم    بهاران

 خندان    لب      دختران   باران

 

♥♥

عید  گل  نرگس  و  بهاره

صد بوسه به شبنم و ستاره

♥♥

صد خنده لبت به نغمه وا کن

عیدست  بیا  خدا خدا   کن

♥♥

این عید مبارکست ای یار

با ایندل من تویی توغمخوار

♥♥

با خندهء دختران  باران

وین عید مبارکست یاران

 

♣♣♣♣♣♣♫♫♫♫♥♥♥♥♥♥

 

تقدیمی از: آتش

 

به گل روی

دختران باران

 

 

سال نو

  مبارکباد  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 1:10  توسط آب | 

 

 

سمیه

سر  و  جانم   فدای   چشم   مستت فدای خنده های مِی پرستت

مگیرازمن نگاهت را توخاموش مبرازیاد خود یادم فراموش

یگانه عشق در بزم نگاهی طلوع مست خورشید پگاهی

همه عشقم بُود شعرم ببینی ♥ گل سر بیت ابیاتم بچینی

تقدیم و سروده ای از : آب

به گل روی

فقط

شما

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 0:0  توسط آب | 

http://atash-ab-toofan3.blogfa.com/

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 0:53  توسط آب | 

سجاده عشق

*****************

آن هنگام

که سجاده

 بر زمین می گسترانی

و بر قامت زیبایت

چادری از دل می کشی

و به سخن عشق

با معبود می آمیزی

این را بدان

که تنها دلهای عاشق به

حریم

 کبریایی  او قدم می نهند

تا عاشق نباشی

خدای عشق  را

 نمی شناسی

پس عاشق شو

که در آغوش سجاده

بوسه باران کنی

خدای عشق را

 

دل آبم را

 به اقیانوس عشقت

 بسپار

 

ای بهترین

سرودهء عشق

 

ای صداقت صبح

 

و ای

لطافت باران بهاری

 

۩۩۩۩۩۩ ♥♥♥♥ ۩۩۩۩۩۩

تقدیمی از:  آب

به معصوم ترین اشک دنیا

سرکار خانم

م. ج

 

☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼

نیلوفر آبی

ای نیلوفر آبی

 اگر روزی خواستی بر

بلندای آسمان

 نظری بیافکنی

ساقه ات را بلند کن

و از دل آسمان شب

پر نورترین

ستاره خدای عشق را

 بچین

چون از خداست

پاک است

 پس با پاکی اش در آمیز

که سوگند تنها اوست که از

دلهای تنها آگاه است

پس تلاش کن

و ساقه ات را بیشتر به اطراف

بگستران تا روزی که

استاد آتش شوی

 

☼☼☼☼☼♥♥♥♥☼☼☼☼☼

تقدیمی از : آتش

به جهت

 سرکار خانم

 ل. خ

سروده شد

***************

**********************

**************** 

 

به جهت دوستی بسیار عزیز سروده شد

 

 

معما

در نام شما

نازنینی ،  نرگسی  یا  که  بهار ♥♥  سوسن  و جیران  و  شیرین  و نگار

اعظمی یا اکرمی یا مهوشی  ♥♥  ماه بانو ، گل نساء یا دلکشی

مریم و یلدا و شاید  سروناز ♥♥ مژده  و مژگان و دریا و ساناز

شهره و شهلا و لیلا و سارا ♥♥ یا سهیلا یا حمیرا یا حنا

مهدیه یا فاطمه یا یاسمن ♥♥ طلعت ومهتاب و نسرین،نسترن

این الهه آن یکی نامش گوهر ♥♥  این پریسا ، آن یکی نامش قمر

چلچله  یا  که  پرستو یا هما  ♥♥  یا  که  لاله  یا  که  سلماز یا مونا

یا که زینب  یا  که  زهرا یا  ژیلا ♥♥  یا نگین  یا  که فریبا یا شیوا

هرچه باشد نامتان ای نازنین ♥♥ سرگل ابیات شعرم را بچین

☼ ☼ ☼ ☼ ☼ ♥♥♥♥☻☻♥♥♥♥ ☼ ☼ ☼ ☼ ☼

تقدیمی از : آب

به  گل  روی

شما

 

   معمای

۱۰۰اسم

****

بگو  نام   تو  پوران   یا   که   سیمین   ♥♥    بیا   یک   لحظه   در   چشمم   تو  بنشین

شکیلا   یا   شکیبا   یا   سمیرا   ♥♥   بگو    بخشیده ای    جانا    تو   ما   را

ستاره  یا  که  مهری  یا  شراره   ♥♥   دلم  افتاده   در  زلفت   دوباره

حمیده یا سعیده یا که مینا ♥♥ بیا ای مهجبین یک لحظه اینجا

توشیدا و توویدا یا بهاره♥♥همه مستی دل چشم خماره

عطیه یا فرحناز یا که بهناز♥♥ بسوزی این دل عاشق به یک ناز

شقایق یاکه لیلی یاکه سیما ♥♥  بگو عاشق شدی  ای  ماه زیبا

ترنج وساغروناهیدوبیتا♥♥ بیا رویا بیا بنشین فریما

بگو معصومه یا اینکه  وحیده  ♥♥  دل لیلا به کویت پر کشیده

سحر یا آرزو ، بهدخت و بهنوش ♥♥  مکن یاد مرا از دل  فراموش

و  یا شیوا  و میترا  یا که ساره  ♥♥  گل  شعر و غزل  چشم  تو  داره

ز  آزاده   ز  افسانه   ز  ترلان  ♥♥  دلی   افتاد ه   در   زلفت    پریشان

بتول  و عشرت  و عذرا  و ژاله  ♥♥  زچشمت  مِی  بده ، صدها  پیاله

و یا خورشید  و آذر  یا  که آهو ♥♥  بگو نامت چه باشد  ای  پری رو

بگو آیا در این ۱۰۰اسم هستی ♥♥ به کوی آب و آتش خیمه بستی

اگر اسمت نباشد لب تو وا کن ♥♥ دل اندیشه ها مان را  صدا کن

که الباقی اسماء  جمع آریم  ♥♥ درون خیمهء چشمت گذاریم

اگرتکراراسمی را تو دیدی♥♥ زکوی آب  و آتش پرکشیدی

دل من آتش واینهم دل آب♥♥شکسته آب را،وین دل،تودریاب

همه این نامها تقدیمتان باد♥♥لبت خندان وایامت همه شاد

♥♥♥♥♥♣♣☺☺☺☺♣♣♥♥♥♥♥

سروده ای از :

آب و آتش

به گل

روی

همهء

شما

☼☼☼

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 23:38  توسط آب | 

 

مریم

مرا آخر اسیر خانه کردی

به گرد شمع دل  پروانه کردی

*

رها کردی دلم را در دلت مست

دلم در کلبهء عشق تو بنشست

*

یکی چون شانه گشتم مست گیسو

شدم عاشق بر آن چشمان جادو

*

من و این دل در آن زلفت نشستیم

هزاران عهد با زلف تو بستیم

♥♥♥♥♥♥

 

بخند

بیا و عاشقی را کن مهیا

بیا مِنت بِنِه بر این دل ما

**

خُم مستانه در چشم تو پیداست

بهار آشنائیها چه زیباست

**

نمایان کن دلم را در رُخت مست

هزاران گل به زلفت خیمه می بست

**

دلاراما  ٬سر ابیات بر چین

مراد و مطلب دل را در آن بین

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

تقدیمی از  آتش

به گل روی

شما

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 14:13  توسط آب | 

 

                               آتوسا

                           *********

 

   آسمان چشم خود هر شب چه زیبا میکنی

                            از  برای   دلبری   گویا   مهیا  میکنی

                       

   تا لبت با غمزه ای چون  گل هویدا میشود

                           غنچه سرخ لبت بر رخ   شکوفا  میکنی

 

   وای  از آن  کاتشی کز چشم  تو آید  بجان

                            این دل سرگشته راباعشق  پید ا  میکنی

 

   سبزه روئی٬ سرو قامت٬ ساحل  دریا دلت

                             قطره اشک مرا با غم چو  د ریا  میکنی

 

   ای که صدهاعاشق و شیدا دوان درکوی تو

                             با نگاه آتشین در دل٬ چه  غوغا  میکنی

 

           ****** ************** ******

 

                             تقدیمی از:آتش

                                   به گل روی

                                      شما

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:42  توسط آب | 

 

 

در دادگاه عشق

******************

قسمم

 قلبم بود

 وکیلم تنهاییم بود

و حضار

 خاطرات با تو بودن

 قاضی نامم را بلند خواند

گناهم را که عاشق شدنم بود

اعلام کرد

پس محکوم شدم

به سکوت و مرگ

در کنار چوبه دار از من خواستند

 تا آخرین خواسته ام را

بگویم

 و من گفتم به تو بگویند

دوستت دارم

******************

 

روزآمدن تو

**************

نه با رودها

 به سوی اُفق های کبود رفته ام

ونه با ستارگان

 سرم را بالا

گرفته ام

به شوق آمدنت

 کودکانه روزها را ورق

می زنم

و غبار را از صورت

 آیینه

پاک می کنم

و روز آمدنت را

 با قاصدک های عاشق

جشن می گیرم

********************

 

زیباترین سرودهء هستی

*****************

چشم هایم را می دهم

 و دو ستاره قرض می گیرم

تا سنگفرش جاده ای را که تو

 از آن خواهی آمد

 نورباران کند

و

 آنگاه که آمدی

 با چشمان بی خواب

بر سنگفرش

 جادهء

غبارگرفته ات

یاس مهربانی

 می افشانم

تو را بر بال

محبت می نشانم

و

لطافت صبحگاهان را

بر گیسوان

به شب نشسته ات

به شانهء دل

میکشانم

تو ای

 زیباترین سرودهء هستی

با نغمهء نگاهت

در دل بیقرارم

آشیانه کن

ومرا

که زورقی

به طوفان بلا نشسته ام را

به میهمانی

چشمهایت

دعوت کن

 چرا که تمام زندگانی من

 در کنار تو

 معنای بودن

میگیرد

******************

 

سوگند

***********

سوگند

به شقایق های وحشی

به راز گل سرخ

به عطر باران  بهاری

و

به کاروان عشق

که تو

وآن

چشم های همیشه منتظرت را

مشتاق بوسهء نگاهم

*

با تو هستم

ای پاکی

ای سخاوت

ای امید

تا تو در منی

من با توام

و با توهستم

که عشق در من

به اشاره

مینشیند

تو با من باش

و

در من بدرخش

توای

خورشید

همیشه درخشان

آسمان دل من

توای

همیشه سرخ

در قلب بیقرار من

توای

 لطافت

باران بهاری

توای

 جاری تر از رود

تو ای

 زیباتراز

 عشق

همیشه با من باش

و در من

بدرخش

تو ای

لیلای

همیشه عاشق

 

***************

************

**************

سروده ای از : آب

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 21:23  توسط آب | 

 

 

مهوش

*****

ماه تویی   راه تویی    آه تو         بر دل من همدم و همراه تو

هور تو و شور تو و نور تو         شهد عسل شربت انگور تو

واله تویی هاله تویی  لاله تو        بر دل  دشتم  مهه غزاله تو

شه  صنما  سر گل ابیات تو         بر دل عاشق ٬ گل نیات تو

 

****** *********** ******

تقدیمی از : آتش

به گل روی

تنها

شما

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 22:14  توسط آب | 

 

 

 

حسین

حُسن  جمال   روی  تو  خُرّمی   بهار من

تا نگهی بدل زدی  شور زده  فکار من

☼☼

سرمه زنم به چشم دل   تا که کند نگه مرا

تا که مگردلی شودمست دوچشم یار من

☼☼

یاس و بنفشه های دل مست به هر نگاه تو

کاش به چشم دل شود خندهء نوبهار من

☼☼

نیست  بجز نگاه  تو   در خَم  کوچهء  دلم

کاش بهار من شوی  ای گل گلعزار من

 

☼ ☼ ☼  ☼ ☼ ☼  ☼ ☼ ☼

تقدیمی از : آتش

به گل روی

شما

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 19:32  توسط آب | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شبنم

****

شیدا   کنی   هر  عاشقی !!!! با  آن   نگاه   آتشین

با  این  دلم  مستانه  شو !!!! با  نغمه های  دلنشین

نم نم نشین  بر کوی گُل  !!!! در باغ  دل  عاشقترین

مه رو تو سرابیات چین  !!!! بینی   گلی   زیبا ترین

 

***************************

*********************

****************

تقدیمی از آتش

به گل روی

شما

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 19:30  توسط آب | 

 

 

قصهء عشق ودیوونگی

♥****

یه روز

 عشق و دیوونگی و محبت و فضولی

قایم با شک

بازی میکردن

نوبت به دیوونگی رسید

همه رو پیدا کرد

اما

هرچه گشت

عشق و پیدا نکرد

فضولی متوجه شد

که عشق

پشت یه بوتهء گل سرخ

پنهان شده

دیوونگی رو خبر کرد

و دیوونگی هم

یه خار بزرگ برداشت

و در بوتهء گل سرخ

فرو کرد

ناگهان

صدای فریاد عشق

بلند شد

وقتی به سراغش رفتند

دیدند

 چشمانش کور شده

و

دیوونگی که خودش رو

مقصر میدونست

تصمیم گرفت

تا همیشه

عشق رو همراهی کنه

و از اون به بعد

وقتی که عشق به سراغ

کسی میره

چون هم با دیوونه هست و

هم خودش کوره

بدیهای

معشوقشو

نمی بینه

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥♥♥♥

تنظیم از :

آتش

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 20:53  توسط آب | 
haPPy NEW YeAr
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 18:57  توسط آب | 
HaPPPPPPPPPPPPPY NeW YYYYEaR
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 18:53  توسط آب | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

دعای  سال تحویل

بسم الله الرحمن الرحیم

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر لیل والنهار

یا محول الحول والاحوال

حول حالنا

الی احسن الحال

عیدتان

مبارک

موسم گلزار

*************

عید آمده بر دشت و دمن ٬گل همه گلزار

گلزاربه گیسوی شکن در شکن یار

یار آمده  خوشنام  به  هر کوچه  و بازار

بازار همه عطر شقایق همه گلهار

 

ای ناز من ای یار

شده عید دگر بار

 

منقوش شده زلف چمن هرسر وکویی

پُر گل  شده  رُخسارهء  دل ، جام صبوحی

چنگی   زده   نقاش  ازل   بر  سر  مویی

عاشق شده ام مست به گیسوی تودلدار

 

ای ناز من ای یار

شده موسم گلزار

 

میلاد  گل  و سبزه  و یاس و سمن ناز

وز هر  طرفی  باد  بهاری  کند آواز

چنگی زده برزلف چمن ٬به طناز

بلبل به چمنزارزند نغمهء گلبار

 

ای ناز من ای یار

به سیمای تو آهار

 

درمیکده ها لعبت مستانه تو بودی

در هر قدحی  باده  و  پیمانه تو بودی

سر مست  ز خمار به  میخانه  تو بودی

در  میکده   ساقی    بزند    بادهء    بسیار

 

ای ناز من ای یار

شدم کشتهء رخسار

 

 

آتش شده گلبارازاین پردهء اسرار

عید آمده  چون یار همه  سرو  و سپیدار

بر صحن چمن  نقش  شده سبزهء اشعار

نازم به همه معجزهء صبح نگهدار

 

ای ناز من ای یار

بیامد مه دادار

 

************************

******************

***************************

سال نو

 بر هموطنان

 و

 دوستان عزیز بلاگفا

مبارکباد

 ********************

 

تقدیم وسروده ای از : آتش

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 11:55  توسط آب | 

 

 

 

ساناز

سرو نازه یا سانازه نمیگم

تو دلم عشقش نیازه نمیگم

♥♥

اون عزیزوناز و همراز منه

اون سانازه ٬ مه طناز منه

♥♥

ناز چشمای تو رو کس نداره

که بیاد تو قلب من جا بزاره

♥♥

ای خدا قربونی چشاش منم

کشتهء ناز همون اداش منم

♥♥

زندگی از دوتا چشماش میگیرم

اگرم بگه برو٬ من نمیرم

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

تقدیمی از : آ تش

به گل روی

شما

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 19:34  توسط آب | 

 

 

قصهء عشق

یه روز عشق و دیوونگی و محبت و فضولی

قایم با شک

بازی میکردن

نوبت به دیوونگی رسید

همه رو پیدا کرد

اما

هرچه گشت

عشق و پیدا نکرد

فضولی متوجه شد

که عشق

پشت یه بوتهء گل سرخ

پنهان شده

دیوونگی رو خبر کرد

و دیوونگی هم

یه خار بزرگ برداشت

و در بوتهء گل سرخ

فرو کرد

ناگهان

صدای فریاد عشق

بلند شد

وقتی به سراغش رفتند

دیدند

 چشمانش کور شده

و

دیوونگی که خودش رو

مقصر میدونست

تصمیم گرفت

تا همیشه

عشق رو همراهی کنه

و از اون به بعد

وقتی که عشق به سراغ

کسی میره

چون هم با دیوونه هست و

هم خودش کوره

بدیهای

معشوقشو

نمی بینه

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥♥♥♥

تنظیم از :

آتش

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 3:26  توسط آب | 

 

 

سعیده

 

*************

سرمه به چشمت صنما دلرباست

عشق تو براین دل ما چون دواست

یاسمن زلف تو صدها نواست

دست قلم زن سر مصرع ببین

هدیه قلبم صنمی چون شماست

 

************

تقدیمی از : آتش

به گل روی

شما

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 2:10  توسط آب | 

به نام معبود

*************

سحر گاهان

 که اشعه گلگون شفق

 دامنه آسمان را

خونین می سازد

 و شبنم سحری

 چون اشک دیده بر روی

جهان فرو می چکد

 یاد تو هستم

یاد تو

 غوغای پر آشوب دلم را

 فروکش می دهد

 و

 نام تو

همه چیز را در نگاهم

حقیر و کوچک می نگارد

و

نام تو

 که نشانه عظمت بی کران توست

*

مرا به زندگی

 امیدوار کن

چرا که جز تو

 کسی را ندارم

***********************

*****************

**********

برگی از یک نوشته سبز

تنظیم از : آب

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 23:1  توسط آب | 

گلواژه لحظه های من

 

***************************

 

بدان تنها تو در لحظه های

 شعر من می درخشی

و بر سایبان دل من عاشقی

تو

  ای عاشق ترین شقایق هستی

 

با من باش

تا در بهار سبزم

تنها تو

گل سرخ آرزوهایم باشی

********************************

***********************

**************

سروده ای از : آب

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 22:59  توسط آب | 

 

به انتظارآمدنت

 

*****************

چشم هایم را می دهم

 و دو ستاره قرض می گیرم

تا سنگفرش جاده ای را که تو

 از آن خواهی آمد نورانی

کند و آن گاه که آمدی

 با چشمان بی خواب به جاده ات

یاس مهربانی می افشانم

چرا که تمام زندگی من

 در کنار تو معنا دارد

**********************

*****************

*********

سروده ای از: آب

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 22:57  توسط آب | 

 

به دنبال گل عشق

 

****************

 

در میان

 تمام زیبایی های طبیعت

 به دنبال گلی گشتم

تا با عطر آن

 زندگی ام را

 امید بخشم

اما

 هرگزنتوانستم

 بیابم

درمانده بودم

 که ناگهان

 چشم من

 به گل روی تو افتاد

و آن چنان شیفته و دلباخته ات شدم

 که شمیم

خوش گلهای بهاری را

به فراموشی سپردم

 پس تو را

ای زیباترین گل عشق

در گوشه ای از قلبم

با عشق

 جا دادم

تو ای همیشه بهار سبزدل

در روح خسته ام

تا ابد

جاوید

بمان

 

***********************

******************

**************

سروده ای از : آب

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 22:56  توسط آب | 

 

 

فروغ

 

************

 

فدای چشم  تو این دل اسیره

نگو فردا که فردا خیلی دیره

 

********

رها کن خرمن زلفت به اهی

زدی تیری به قلبم با نگاهی

 

********

وصال عشق تو دارم نگارا

فراقت آتشی زد این دلم را

 

********

غم هجر تو دارم با دلم باش

تو گرمی بخش کوی و منزلم باش

 

****************************

**********************

****************

تقدیمی از:آب

به گل روی

شما

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 21:11  توسط آب | 

 

شقایق

*****

 

شهر   چشمای   تو   آبی   نمیشه          واسه  من  دلت  طلایی  نمیشه

قبلهء   چشماتو   تو    دلم    دیدم          توی اون دلم یه بن بست کشیدم

ای عزیزم بی توهیچی نمی خوام         بی تو توی کوچهء عشق٬ نمیام

یاد اون  چشمای  مستت  بی قرار        توی   تاریکی   شبهام    یادگار

قهر توُ  چشات  نیار من   میمیرم          تو بگی بمون٬ می مونم٬ نمیرم

 

 

*****************

تقدیمی از : آتش

به گل روی

شما

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 21:8  توسط آب | 

 

نازنین

******

 

نفرین بر آن  چشمی  که  یارم را ببیند

یک بوسه حتی از لب داغش بچیند

*

ای  آسمان  شاهد  به  پیمانی  که  بستم

در کوی زلفش همچنان تنها نشستم

*

زنجیر عشقش٬ بر همه جان٬ خیمه بسته

رفت و دلم را اینچنین در غم شکسته

*

نفرین کنم نفرین٬ که دل را٬ با خودش بُرد

این دل به کنج حسرت تنهاییش مُرد

*

یاد  مرا  از  یاد   بُرد  و نیست  آن   مست

رفت و هنوزم عشق او اندر دلم هست

*

نامش  به  لبها چون  بیامد٬ اشک جاریست

جای نسیم خنده اش٬ اینجا چه خالیست

 

 

*****************************

**********************

***************

تقدیمی از : آتش

 

 

ناز کمتر کن ٬  دلم   در کوی   توست

این دلم چون شانه در گیسوی توست

*

ای  که  رویت  را  تو پنهان  می کنی

در بر کویت تو مهمان می کنی

*

زد    به    قلبم    تیر   مژگانت    دلا

مست گشتم در دو چشمانت دلا

*

نامه ای   دادم   به    دست  خط   دلم

نامه را بین و تو حل کن مشکلم

*

یا  به   دست  خطی  دلم  درمان  نما

یا به کویت عشق ما مهمان نما

*

نازنین     سر   بیت    ابیاتم    بچین

مقصد و مقصود این دل را ببین

 

**********************

******************

***************

تقدیمی از : آب

به گل روی

شما

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 21:7  توسط آب | 

نرگس

****

نرگس مست چشات خوابه برام     عزیزم   دلت   چه   بیتا ب   برا م

راحت جون  منی  خوب میدونم     عشق و از چشمای مستت میخونم

گرمی   نگاه  شیرین  کی   داره   اونو تو  چشما ی  عا شق   بذاره

سا حل  آ بی  د ر یا   نمیخو ا م    غیر تو هیچی  تو د نیا  نمیخوام

**************************************

بهاره

*****

باتو عشق و از ستاره می چینم ♥♥ خو د مو   کنا ر عشقت   می بینم

همهء جون و تنم  به  زیر  پا ت♥♥ شونه  شد دلم  تو آهنگ  موها ت

این دلم   قربونی   چشا ت  شده♥♥  کشتهء  ناز  همون  نگا ت   شده

روشنی روازتو چشمات میگیرم♥♥ هر  چیم  بگی   برو  من   نمیر م

همه  عشقم و تو اون دلت  دیدم ♥♥ توی اون دلت یه بن بست کشیدم

***************************************

شیوا

****

شعری بگو شوری بگو ای عاشق سبزینه رو

یاقوت  سرخ  هستیم  از  آتش   عشقت   بگو

واله توئی ای نازنین  سر مصرع شعرم بچین

اینک که آمد  اسم  تو  مقصود  آتش  را  ببین

******************************************

نگار

****

ناز چشمای تو رو کس ندا ره  ♥♥♥  که بیاد عشق و تو قلبم بذاره

گدای عشق همون چشات منم  ♥♥♥  کشتهء خندهء اون لبا ت منم

اون عزیز مهربون  مال   منه ♥♥♥  خوشگل و قشنگ وهمرازمنه

ره و رسم عاشقی رو میدونم  ♥♥♥  تو بگو بمون کنارت می مونم

**********************************

****************************

************************

تقدیمی از آتش

به گل روی

شما

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 18:53  توسط آب | 

 

 

مونا

****

مه رو ببین مستانه در چشمت نشستم

تا رُخ نمودی بر لبم پیمانه بستم

*

وصف تورا در کوچه باغ دل شنیدم

چون شانه بر آن خرمن مویت دویدم

*

نادیده دیدم رُخ نمودی در شب مست

ناز نگاهت بر دلم  مستانه بنشست

*

ای نازنین برچین زسر ابیات نوری

اینک نمایان میشود نامت به شوری

**********************

***************

***********

تقدیمی از آتش

به گل روی

شما

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 18:52  توسط آب | 

 

مهدا

****

مستانه گفتی عاشقم٬عاشق منم ٬عاشقترین

هر جا نشستی گل بچین٬از خوشه های آتشین

در  عشقها  باران تویی ٬ در باغ  دلها  بهترین

اینک تو سر مصرع بچین٬بینی چو نامی دلنشین

******************************

تقدیمی از آتش

به گل روی

 شما

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 18:43  توسط آب | 

پرستو

***********

پری پیکر نمیدانی که با چشمت چه ها  کردی

دل آشفته حالم  را تو از  غمها   جد ا   کردی

**

رسیدم  بر  لب  جویی   بد ید م   قد   رعنایی

لب سرخ تورا دیدم که با دل  شکوه ها  کردی

**

سیه چشمان   تو  تابیده   بر   قلب  نزار  من

بسوزد عاشقی  جانا  که دل را    مبتلا  کردی

**

تورادیدم چه خوش قامت زدی لبخندی ازآتش

عزیزجان ببین دردل چه طوفانها به پا  کردی

**

وصال عشق بر پا کن ببین  صدها  دل  عاشق

که باچشمت دل مارا درآن  میخانه  جا  کردی

 

****************************

پرستو

*****

پرستوئی  تو قلبم  خونه کرده                         منو   عا شقترین    د یوونه   کرده

رها  کرده  خم  زلف  سیاهش                         ا لهی    من    بقربون      نگا هش

سپید اندام و زیبارو وخوشگل                    ربوده   نرد   عشقی   را  ز هر  دل

تمنای  دل  صد  عاشق   مست                        به آن سرخینه لعلش خیمه می بست

ولی از این میون یک  ناز باید                         که  شاید  دل  ز این  خوشگل رباید

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

تقدیمی از : آتش

به گل روی

شما

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 18:41  توسط آب | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
آرشیو موضوعی
سروده های آب
سروده های آتش
شعرهای آقاپسرها-مشترک
شعرهای دختر خانم ها-مشترک
نکته های ادبی-مشترک
سروده های مشترک
نویسندگان
آب
آتش
پیوندها
Bahare Va nargeS
عاشقانه
راز گل سرخ
روزهای زیبا
سکوت شیشه ای
دلنوشته های من
باران تلخ
دیوار سکوت
مریم گلخانه ای
امروز که محتاج توام جای تو خالی است...
سایت تخصصی آموزش وبلاگ ( وبلاگ سازی)
بر بال خورشید* (آتش)
شبهای خاکستری
مریم و یزدان
دردو دل
جاده های خاکی
دلتنگی های شیوا
مرجان دریایی
آرام وآهسته
میخوام عاشق بشم ....هوامو داشته باشید
دست نوشته هایی با عطر سیب
نگار نازی
خیلی دوستت دارم عشق من
عروس دریایی
شعر خاکستری
باران عشق
آرام ولی ساکت
عاشقانه ترین لحظات هر انسان
ستاره شب
اشک غزل
زندگی زیباست
آهــــــو خـــانـــوم
عاشقانه های مريم و محمد
بیا تا برایت بگوییم چقدر تنهایی من بزرگ است
منم تنهام
دوستت ندارم
تولدی دیگر
نغمه های تنهایی شقایق
خاطرات من و شاید شعر
احساس
بارانی
کاش می شد اشک را تهدید کرد
صدا کن مرا
مینویسم تو هم بنویس
در هم پیچیده
قلب من
بر بال خورشید 3*(آتش-آب)
Bahare Va nargeS
ترنم باران
خورشید تنها
عکس
خاطره نویسان
love2love
در سايه سار آفتاب
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM